تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

96

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

چگونه مردى است و طعامش چگونه است . امّا او را بشناختند و بگرفتند و به دستور قيصر در پوست گاوى كردند . پس از آن قيصر با سپاهيان خود به ايران روى نهاد و شاپور را بدان گونه با خود ببرد . قيصر در ايران كشتار زيادى كرد و بسيارى از شهرها و ديه‌ها را ويران ساخت و خرمابنان و درختان را ببريد تا به گندىشاپور - برسيد « 1 » . مردم شهر را استوار كردند و قيصر منجنيق‌ها برپاكرد و قسمتى از شهر را ويران ساخت . در اين ميان ، يكى از شبها روميانى كه به پاسبانى شاپور بودند غفلت كردند و شاپور به اسيرانى از اهواز كه در آنجا بودند بفرمود تا از مشكهاى روغن كه در آن نزديكى بود بر آن پوست گاو كه بر او بود روغن بريزند . ايشان چنين كردند و آن پوست نرم شد و شاپور از آن بيرون آمد و همچنان مىخزيد تا به دروازهء شهر نزديك شد و نام خود را به پاسبانان بازگفت . پس بدين گونه به شهر درآمد و مردم آن سخت شادمان شدند و به آواز بلند چنان به ستايش خداوند پرداختند كه ياران قيصر از آوازشان بيدار شدند . شاپور همهء مردمى را كه در شهر بودند گرد آورد و از آنان سپاهى بساخت و بامداد همان شب بر روميان بتاخت « 2 » و ايشان را بكشت و خود قيصر را بگرفت و اموال و زنان او را به چنگ آورد . پس از آن قيصر را در آهن گران كشيد و او را وادار كرد تا آنچه ويران كرده بود بسازد . گويند قيصر را ناگزير ساخت كه از زمين روم به گندىشاپور - و مدائن خاك بركشد تا آنچه ويران كرده بود از نو بسازد

--> ( 1 ) - از قرائن چنين برمىآيد كه اين قصّه خاطره‌اى است از لشكركشى اذنات ( اذينه ) كه در آن حتّى خود شهر تيسفون به خطر افتاد و او اگرچه بر خود شاپور دست نيافت امّا گنج‌ها و حرم او را به دست آورد ( تربيلوس ، جباران سىگانه فصل پانزدهم ) . با قرار دادن اين تحقير شاپور پيش از اسارت قيصر ( والرين ) و با يكى دانستن او با فاتح رومى ( اذنات ) قضيّه را به نحو دلخوشى به سود ايرانيان برگردانده‌اند . ( 2 ) - سعيد بن البطريق و ابن قتيبه و مسعودى مىگويند كه شاپور دستور داد تا حمله به هنگام به صدا درآمدن ناقوس‌ها صورت گيرد . مقصود از اين كار توهين به مسيحيّت بوده است . حتّى در شاهنامه هم در اين داستان خصومت شديدى با مسيحيّت ديده مىشود و نشانهء آن است كه انشاى داستان در قرونى اتّفاق افتاده است كه امپراطورى روم همه مسيحى شده بود .